نوشته شده توسط وحید در سه شنبه 1387/02/31 ساعت 20:10 موضوع | لینک ثابت
گفتی:«به سرزمينی ديگر خواهم رفت، به دريايی ديگر
شهر ديگری پيدا خواهد شد، بهتر از اين.
هر تقلايم محکوم تقدير است
و دلم نعشی است مدفون
تا کی خيالم در اين سرزمين هرز بماند.
چشم به هرکجا که میگردانم
غبار ويرانههای زندگیام را میبينم
که در آنها سالهای بسيار ويران میکردم و فرو میريخت
و فرو میريختم
هيچ سرزمين تازهای نخواهی يافت. هيچ دريای ديگری هم.
شهر تعقيبات خواهد کرد و هميشه همان خيابانها را پرسه خواهی زد
در همان همسايگی پير خواهی شد.
و در همان خانهها کهنه میشوی!
هميشه به اين شهر خواهی رسيد.شهر ديگری را آرزو مکن
تورا نه قايقی خواهد بود و نه راهی
هماينجا زندگیات را فروريختی
در اين کنج محقر،
که از آن ويرانهای ساختی
نوشته شده توسط وحید در شنبه 1387/02/21 ساعت 20:4 موضوع | لینک ثابت
بدین وسیله به اطلاع کلیه اشخاص حقیقی و حقوقی که به این وب لطف داشتن و سر میزنن میرسونم که از این به بعد رضا بی رضا.
رضا ...
پر...
![]()
دیدار به قیامت انشاالله
مرسی که این مدت من رو با تمام حرفای بی سر و تهم تحمل کردین.از این به بعد این وب کاملا در اختیار دوست گلم آقا وحید هست و من هیچ دخالتی در این وب ندارم.
خداحافظ همین حالا...
همین حالا که من.........
![]()
![]()
(رضا)
نوشته شده توسط وحید در سه شنبه 1387/02/17 ساعت 21:50 موضوع | لینک ثابت
به غم کسی اسيرم که ز من خبر ندارد عجب است که محبت من در او اثر ندارد غلط است آن که گويددل به دل راه دارد دل من ز غصه پر شد دل او خبر ندارد ديگه رو خاک وجودم نه گلی هست نه درختی لحظه های بی تو بودن می گذره امابه سختی... دل تنهداو غريبم داره اين گوشه می ميره اما حتی وقت مردن باز سراغت و می گيره ![]()

نوشته شده توسط وحید در یکشنبه 1387/02/15 ساعت 9:58 موضوع | لینک ثابت
آن دم که مرا مي زده بر خاک سپاريد
زير کفنم خمره اي از باده گذاريد
تا در سفر دوزخ از اين باده بنوشم
بر خاک من از شاخه انگور بکاريد
آن لحظه که با دوزخيان کنم ملاقات
يک خمره شراب ارغوان برم به سوغات
هر چند که در خاک ننوشيدم از اين باده صافي
بنشينم و با دوزخيان کنم تلافي
........
نوشته شده توسط وحید در سه شنبه 1387/02/10 ساعت 19:23 موضوع | لینک ثابت
سفر تا انتها
تو هم با من بیا
تویی همراه من
تو نبض جاده ها
تو تنها عاشقی
برای قصه هام
بیا با من بمون
تو لحظه لحظه هام
که مقصد منتظر برای ما
سکوت (و) میشکنه صدای ما
نوشته شده توسط وحید در دوشنبه 1387/02/09 ساعت 15:7 موضوع | لینک ثابت
آقا وحید گل گلاب کجایی؟خبری ازت نیست داداشم.جوابم که نمیدی.هر کس این آقا وحید مارو دید بهش بگه که چشم به راهشیم...![]()
نوشته شده توسط وحید در چهارشنبه 1387/02/04 ساعت 16:10 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

سلام.به وب خوش اومدین.
وب وحيد را با نام ""سوگند نامه""
در ليست پيوندها ببينيد.
منتظر شما و نظرات گرمتون هستيم.
فهرست اصلی
نویسندگان
آرشیو موضوعی
دوستان
هنگامه.رضا
عكسهاي عاشقانه من
زادمهر مهرآفرين(بهترين وب وطني)
يه پسر دوست داشتني
عجيبترين وبلاگ دنيا
دوستت دارم اينو بدون
شبهاي تنهايي
سارا خانوم
برنامه،بازي،علمي،آموزشي
احسان
سوگند نامه
به نام حضرت دوست!!
خواهرانه(عكس هاي باحال)
گلدونه
آوینی(استخاره.فال حافظ...)
.:خوابگرد:.
چراغ بزرگ برای اطاق تاریک(نسخه پیچ)
بازتاب
شلوغ پلوغ
من سردم است و انگار هيچوقت گرم نخواهم شد
دنياي بي نظير من
بيراهه
چشم به راه
پرنسس کوچولو و آرزوهای شیشه ای
آرت شراب
آخرين ستاره اميد
دیگه دیدنم محاله
خواهر زاده نازم(از طرف دایی برای غزل خانوم)
زهره خانوم (و دیگر هیچ)
love
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY

Powered by: Reza-Soft