سال نوی همه مبارک باشه
تا ۱۳ به در خداحافظ
نوشته شده توسط وحید در یکشنبه 1386/12/26 ساعت 21:12 موضوع | لینک ثابت






گل من گوش کن عزیزم گلدونت برات می خونه
تو کدوم باغ قشنگی ریشه هات زده جوونه
می دونم وسعت گلدون واسه تو کوچیک و تنگ بود
با تموم سادگیهاش واسه من اما قشنگ بود
گل من رفتی و گلدون می خونه واست هنوزم
تو به آرزوت رسیدی باغ خوشبختی مبارک
اما گاهی من می ترسم که تو اونجا خوش نباشی
نکنه غصه بیادو گل من پژمرده باشی
گل من خبر نداری دل گلدونت می گیره
اگه تو پژمرده باشی گلدونت برات می میره
گل من نگو که اونجا دل تو برام می گیره
گل من نگو شکستی گلدونت واست میمیره
نکنه لگد شه ساقت زیر پای هر غریبه
ساده دل نباش گل من که دنیا پر از فریبه
نکنه یه وقت شکستی... آخ داره اشکام میریزه
نمیدونی خاطر تو واسه من چقدر عزیزه





نوشته شده توسط وحید در شنبه 1386/12/25 ساعت 0:27 موضوع | لینک ثابت
می نویسم....
می نویسم تنها به یاد او و برای تو...
می نویسم به یاد روزهای شیرین انتظار....
به یاد لحظات فراق و چشمانی منتظر....
می نویسم به یاد او که عشق را در نهانخانه ی جانم گذاشت.
و واژه ی شیرین انتظار را به من آموخت...
به راستی که انتظار چه زیباست!
چه زیباست آن چشمانی که هر روز چشم براه معشوق می باشد.
و چه پاک و مقدس است آن دلی که هر لحظه برای معشوق بتپد.
زندگی آن لحظه ایست که منتظر خود را در زیر سایه ی معشوق بیابد.
معشوقی که تمام هستی تنها با وجود او معنا پیدا می کند.
معشوقی که نام قشنگش کبوتر دل را دیوانه وار به شوق پرواز در می آورد.

نوشته شده توسط وحید در یکشنبه 1386/12/19 ساعت 22:27 موضوع | لینک ثابت
ساقیا آمدن عید مبارک بادت
وان مواعدی که کردی مرواد از یادت
در شگفتم که درین مدت ایام فراق
برگرفتی ز حریفان دل و دل میدادت
برسان بندگی دختر زرگو بدرآی
که دم و همت ما کرد ز بند آزادت
شادی مجلسیان در قدم و مقدم تست
جای غم باد مران دل که نخواهد شادت
شکر ایزد که ز تاراج خزان رخنه نیافت
بوستان سمن و سرو و گل و شمشادت
چشم بد دور کزآن تفرقه ات بازآورد
طالع نامور و دولت مادر زادت
حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح
ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط وحید در سه شنبه 1386/12/14 ساعت 16:25 موضوع | لینک ثابت
روزی خواهی آمد
با
همان وسعت همیشگی احساست
روزی
که در برهوت سرد تنهایی
چشمانم
خسته راهیست
که
گامهای ترا بوسه زده است
تو
می آیی
و
نگاه لرزانم
با
ستاره هایش
روی بوسه هایت آرام می گیرد.
تو
می آیی با نهایت عشق
نوشته شده توسط وحید در یکشنبه 1386/12/12 ساعت 17:48 موضوع | لینک ثابت
میزنم خنجر به سینه
میکشم قلبم به زنجیر
تا نبیند غم پس از این
تا نیابد زخم و کینه
برای دوست داشتن همیشه وقت نداریم . باید فرصتها رو غنیمت شمرد. گذروندن هر لحظه بدون عشق یعنی :
کشتن لحظه ها...
اتلاف عمر...
بیهوده زیست کردن...
تنگ کردن جای کسانی که با تمام وجود عشق را احساس کردند و در بارور کردن این درخت تنومند میکوشند...
(همه این حرفا قصه بود واسه این که خوابت ببره.واسه این که شاید با این حرفا بتونی همچین دنیایی رو تجسم کنی یا شاید خوابشو ببینی.شاید ته قلبت بفهمی که اگر عاشقتم و نمیخوام یه لحظه از زندگیم بدون تو حروم بشه واسه اینه که میخوام یه دنیای ایده آل واست رغم بزنم...)
نوشته شده توسط وحید در جمعه 1386/12/10 ساعت 12:3 موضوع | لینک ثابت

*عشق را هيچ آرزو نيست ، مگر** **آنكه به ذات خويش دررسد.** *
*اگر شما عاشقيد و آرزوئي مي جوئيد،** *
*آرزو كنيد كه ذوب شويد و همچون جويباري باشيد كه با شتاب مي رود و براي شب
آواز مي خواند.** *
*آرزو كنيد كه رنج بيش از حد مهربان بودن را تجربه كنيد.** *
*آرزو كنيد كه زخم خورده فهم خود از عشق باشيد و خون شما به رغبت و شادي بر خاك
ريزد.** *
*آرزو كنيد كه سپيده دم برخيزيد و بالهاي قلبتان را بگشائيد و سپاس گوئيد كه يك
روز ديگر از حيات به شما عطا شده است.** *
*آرزو كنيد كه ظهر هنگام بيارآميد و به وجد و هيجان عشق بيانديشيد.** *
*آرزو كنيد كه شب هنگام با دلي حق شناس و پرسپاس به خانه بازآييد، و به خواب
رويد ، با دعائي در دل براي معشوق وآوازي بر لب در ستايش او.*
نوشته شده توسط وحید در سه شنبه 1386/12/07 ساعت 18:1 موضوع | لینک ثابت
لا لا لا لا همه درخواب نازند
دیگه چیزی ندارند تا ببازند
بخواب آروم نه اینکه وقت خوابه
بخواب ای گل که بیداری عذابه و عذابه
نترس از دست بی قانون فردا
بخواب جونم که قانون داره دنیا
بخواب آروم گل گلدون خونه
که بیرون تا بخوای نا مهربونه
لا لا لا لا که قلبم زیرو رو شد
که دست عاشقم پیش تو رو شد
که بازم این دلم دیوونگی کرد
که این دیوونه با عشق زندگی کرد
بخواب ای گل،الهی در نمونی
نگیره بغضت از نامهربونی
بخواب جونم که درها رو ببندم
نخوای از من که با گریه بخندم
بخواب آروم که خورشیدم خاموشه
اونم باید بره چیزی بپوشه
اونم طاقت نداره توی سرما
اونم غافل شد از حال دل ما
همه اینجا غریب اندر غریبند
همه از بی نیازی بی نصیبند
الهی کور بشن،گر دیده باشند
میگن اینجا همه مردم فریبند
چه بی قانونه، قانونش
چه بی برکته نونش
به نرخ مفت جون کندن
شده چیزای ارزونش
نمیدونی چقدر سخته
همون کارای آسونش
همش بغض و همش بغض
روی لبهای خندونش
نترس از دست بی قانون فردا
بخواب جونم که قانون داره دنیا
نوشته شده توسط وحید در یکشنبه 1386/12/05 ساعت 14:50 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

سلام.به وب خوش اومدین.
وب وحيد را با نام ""سوگند نامه""
در ليست پيوندها ببينيد.
منتظر شما و نظرات گرمتون هستيم.
فهرست اصلی
نویسندگان
آرشیو موضوعی
دوستان
هنگامه.رضا
عكسهاي عاشقانه من
زادمهر مهرآفرين(بهترين وب وطني)
يه پسر دوست داشتني
عجيبترين وبلاگ دنيا
دوستت دارم اينو بدون
شبهاي تنهايي
سارا خانوم
برنامه،بازي،علمي،آموزشي
احسان
سوگند نامه
به نام حضرت دوست!!
خواهرانه(عكس هاي باحال)
گلدونه
آوینی(استخاره.فال حافظ...)
.:خوابگرد:.
چراغ بزرگ برای اطاق تاریک(نسخه پیچ)
بازتاب
شلوغ پلوغ
من سردم است و انگار هيچوقت گرم نخواهم شد
دنياي بي نظير من
بيراهه
چشم به راه
پرنسس کوچولو و آرزوهای شیشه ای
آرت شراب
آخرين ستاره اميد
دیگه دیدنم محاله
خواهر زاده نازم(از طرف دایی برای غزل خانوم)
زهره خانوم (و دیگر هیچ)
love
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY

Powered by: Reza-Soft